على محمدى خراسانى

14

خارج اصول (فارسى)

انسان كه از انس يا نسيان است كلمه انسان مناسب است و متناسب با كلمه حيات و جاندار بودن كلمه حيوان است و . . . با در نظر گرفتن اين مناسبات كلمه انسان را براى معناى خودش و حيوان را براى معناى ديگر قرار مىدهد . دليل مرحوم نائينى آن است كه : در عالم ، معانى فراوان است ( انواع و اقسام وجودهاى جوهرى و عرضى با مقولات گوناگون و مصاديق و افراد بىشمار و اجزاء هرفرد و . . . ) و الفاظ نيز فراوان است و اگر بدون رعايت مناسبت فيما بين لفظ و معنى ، هرلفظى را به دلخواه براى هرمعنايى قرار دهد ترجيح بدون مرجّح است ( و جاى اين پرسش باقى است كه به چه مناسبت اين لفظ را براى فلان معنى اختيار كرد نه لفظ ديگر را ؟ ) و ترجيح بلا مرجّح قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود و بلكه اصلا محال است چون به ترجّح بلا مرجّح برمىگردد و از هيچ‌كس قابل‌صدور نيست . مرحوم ميرزا از همين‌جا كه الفاظ خيلى زياد است و معانى هم بسيار است و نسبت‌ها و مناسبت‌ها نيز بىشمار است و از حوزهء احاطهء بشرى به همه آنها خارج است به اين نتيجه رسيده كه واضع الفاظ براى معانى خداوند است « 1 » و ما اين مطلب را در بحثهاى بعدى مطرح خواهيم كرد . البتّه به سليمان بن عباّد هم اين نظريّه نسبت داده شده كه مرادشان همين باشد و گرنه قول به ذاتى و طبيعى بودن دلالت الفاظ بر معانى به معناى مذكور در نظريّه اوّل خيلى باطل و نگفتنى است . در كتاب مفاتيح الاصول مىخوانيم : و اعلم انّه يظهر ممّا احتجّ به العلّامة لعبّاد انه لا يقول بانّ المناسبته هى السبب فى الدلاله بل هى السبب فى وضع الواضع واحدهما غير الآخر و عن السكاكى انه قال ان ما ذكره محمول على ما ذكره ائمة الاشتقاق من انّ الواضع لا يهمل فى وضعه رعاية ما بين اللفظ و المعنى من المناسبة « 2 » پاسخ از دليل مرحوم نائينى : همان دو پاسخى كه از دليل دوّم نظريّه اوّل

--> ( 1 ) - فوائد الاصول ، ج 1 و 2 ، ص 30 - 31 . ( 2 ) - مفاتيح الاصول ، ص 2 .